چرا بزرگان اهل سنت آنطور كه انتظار میرفت حادثه عظیم غدیر خم را مطرح نكردند؟
یکشنبه 22 آبان 1390
استاد حسینی قزوینی
به تعبیر یكی از بزرگان كه میگفت:
با اینكه در حدیث غدیر، بیش از 120 نفر از صحابه آن را نقل كردهاند و ما روایتی نداریم كه این همه راوی آن را نقل كرده باشند، ولی با این كثرت طرق، مظلومترین روایت است. چون در واقعه غدیر، بنا به نقلی بیش از 120 هزار نفر حضور داشتند. یعنی اگر 120 راوی این روایت را نقل كرده باشند، از هر هزار نفر، یك نفر آن را نقل كرده است.
ولی با توجه به این، بعد از رحلت نبی مكرم (صلی الله علیه و آله)، به ویژه بعد از روی كار آمدن نماینده قریش و كسی كه كمر همت برای نابودی اسلام و از بین بردن پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بسته بود، مانند معاویه، ببینید كه با صاحب غدیر و طرفداران غدیر چه كردند؟! آقای إبن أبی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه، جلد 11، صفحه 44 نقل میكند و میگوید:
بنی أمیه، أهل بیت (علیهم السلام) و شیعیان أهل بیت (علیهم السلام) را به قدری تحت فشار قرار دادند كه:
یخافون إظهار المحبة لهم أو الإنتساب إلی شیعتهم.
از اینكه اظهار محبت كنند به أهل بیت، میترسیدند و جرأت نمیكردند كه بگویند شیعه أهل بیت هستند.
فقتلهم تحت كل حجر و مدر و أخافهم و قطع الأیدی و الأرجل و سمل العیون و صلبهم علی جذوع النخل.
در زیر هر سنگ و كلوخی كه شیعیان را مییافتند، میكشتند و میترساندند و دست و پایشان را قطع میكردند و با مسمار گداخته شده بر چشمانشان سرمه میكشیدند و بر بالای درختان خرما اعدام میكردند.
كار به جایی میرسد كه این جوّ خفقان ضد شیعی به درجهای رسید كه:
حتی إن الرجل لیقال له زندیق أو كافر أحب إلیه من أن یقال شیعة علی ... .
حتی اگر به كسی زندیق یا كافر میگفتند، بهتر از این بود كه به او بگویند شیعه علی هستی.
یعنی كفار و زنادقه در جامعه، امنیت بیشتری داشتند نسبت به شیعیان! شما ببینید كه اینها در طول تاریخ چه كارها كردهاند؟!
آقای شَعبی، شیخ المحدثین عراق و از شخصیتهای برجسته أهل سنت و از هواداران دودمان أموی كه از اركان تقویت آنها بود، میگوید:
ما لقینا من آل أبی طالب؟ إن أحببناهم قتلونا و إن أبغضناهم أدخلونا النار.
ما نمیدانیم نسبت به آل أبی طالب چه كنیم؟ اگر آنها را دوست داشته باشیم، ما را میكشند و اگر آنها را دشمن بداریم، وارد آتش جهنم میشویم.
عیون الأخبار لإبن قتیبة الدینوری، ص 91
یعنی دوستی با حضرت علی (علیه السلام) و آل علی (علیهم السلام)، گردن ما را در برابر شمشیر دودمان بنی أمیه قرار میدهد و بغض آنها، ما را وارد آتش جهنم میكند.
خود آقای إبن حجر عسقلانی در شرح حال علی بن رباح در تهذیب التهذیب، جلد 7، صفحه 281 میگوید:
كان بنو أمیة إذا سمعوا بمولود إسمه علی قتلوه.
وقتی بنی أمیه میشنیدند كه نام بچهای علی است، او را میكشتند.
این روایت در كتاب كافی و تهذیب الأحكام و بحار الأنوار نیست، در كتاب تهذیب التهذیب إبن حجر عسقلانی است.
همین آقای إبن حجر عسقلانی در كتاب رجالی خود به نام لسان المیزان، جلد 4، صفحه 210 در شرح حال علی بن جهم میگوید:
یلعن أباه لم سماه علیا.
علی بن جهم پدرش را لعنت میكرد كه چرا نامش را علی گذاشته است.
ببینید كه مظلومیت حضرت علی (علیه السلام) تا كجا رفته است؟! یعنی چون نامش علی است، زندگیاش دچار مشكل شده است!
من دیشب هم عرض كردم كه بزرگان أهل سنت مفصل آوردهاند كه آقای زمخشری میگوید:
كان فی أیام بنی أمیة أكثر من سبعین ألف منبر یلعن علیها علی بن أبی طالب بما سنه لهم معاویة.
در بیش از 70 هزار منبر در دوران بنی أمیه، علی را لعن میكردند؛ به خاطر سنت وقیح و زشت و سیئهای كه معاویه آن را بنیانگزاری كرد.
به تعبیر علامه امینی (ره):
بر فرض حضرت علی (علیه السلام) خلیفه چهارم نیست و داماد پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نیست و اولین كسی كه به پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) اسلام آورد نیست و در هیچیك از جنگها هم شركت نكرده است، آیا یك مسلمان هست یا نه؟ آیا یك صحابه هست یا نه؟
در صحیح مسلم، جلد 1، صفحه 61 آمده است كه أمیر المؤمنین (علیه السلام) فرمود:
و الذی فلق الحبة و برأ النسمة! إنه لعهد النبی الأمی صلی الله علیه و سلم إلی أن لا یحبنی إلا مؤمن و لا یبغضنی إلا منافق.
قسم به كسی كه دانه را شكافت و بشر را آفرید! پیامبر (صلی الله علیه و سلم) به من فرمود: جز مؤمن، كسی مرا دوست نمیدارد و جز منافق، كسی با من دشمنی نمیكند.
احمد بن حنبل در مسندش، جلد 2، صفحه 442 نقل میكند كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نظر كرد به حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) و امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و فرمود:
أنا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم.
من میجنگم با كسی كه با شما بجنگد و در صلح و دوستی هستم با كسی كه با شما صلح و دوستی كند.
صحیح إبن حبان، ج 15، ص 434 سیر أعلام النبلاء للذهبی، ج 2، ص 122 ـ تاریخ بغداد للخطیب البغدادی، ج 7، ص 144 ـ تاریخ مدینة دمشق لإبن عساكر، ج 14، ص 157 ـ أسد الغابة فی معرفة الصحابة لإبن الأثیر الجزری، ج 3، ص 11
مقداری دقت كنید! جنگ با حضرت علی (علیه السلام) به منزله جنگ با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است!
پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:
من سبّ علیا فقد سبّنی.
هر كس علی را فحش و ناسزا دهد، مرا فحش و ناسزا داده است.
مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج 6، ص 323 ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهیثمی، ج 9، ص 130 ـ السنن الكبری للنسائی، ج 5، ص 133 ـ تاریخ مدینة دمشق لإبن عساكر، ج 14، ص 132 ـ تاریخ الإسلام للذهبی، ج 3، ص 634 ـ البدایة و النهایة لإبن كثیر، ج 7، ص 391
حاكم نیشابوری میگوید:
هذا حدیث صحیح الإسناد و لم یخرجاه.
این حدیثی است كه سندش كاملاً صحیح است، ولی در صحیح بخاری و صحیح مسلم نیامده است.
المستدرك علی الصحیحین للحاكم النیشابوری، ج 3، ص 121
در روایتی دیگر، آقای إبن كثیر دمشقی سلفی نقل میكند از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) كه فرمود:
من آذی علیا فقد آذانی.
هر كس علی را اذیت كند، مرا اذیت كرده است.
البدایة و النهایة لإبن كثیر، ج 7، ص 382 و 383 ـ تاریخ الإسلام للذهبی، ج 3، ص 631 ـ المناقب للموفق الخوارزمی، ص 149 ـ مسند احمد الإمام احمد بن حنبل، ج 3، ص 483 ـ المستدرك علی الصحیحین للحاكم النیشابوری، ج 3، ص 122 ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهیثمی، ج 9، ص 129 ـ المعیار و الموازنة لأبو جعفر الإسكافی، ص 224 ـ المصنف لإبن أبی شیبة الكوفی، ج 7، ص 502 ـ صحیح إبن حبان، ج 15، ص 365 ـ الإستیعاب فی معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج 3، ص 1101 ـ شواهد التنزیل للحاكم الحسكانی، ج 2، ص 145 ـ التاریخ الكبیر للبخاری، ج 6، ص 307 ـ الثقات لإبن حبان، ج 3، ص 272 ـ تاریخ مدینة دمشق لإبن عساكر، ج 42، ص 202 ـ أسد الغابة فی معرفة الصحابة لإبن الأثیر الجزری، ج 4، ص 114 ـ الإصابة فی تمییز الصحابة لإبن حجر العسقلانی، ج 4، ص 534 ـ أنساب الأشراف للبلاذری، ص 146
پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) باید به چه زبانی بگوید؟! به چه بیانی حقیقت را بگوید؟! آیا با توجه به این أحادیث، جایی برای اجتهاد میماند؟! ولی در صحیح مسلم آمده است:
أمر معاویة بن أبی سفیان سعدا، فقال: ما منعك أن تسب أبا التراب؟
معاویه بن أبو سفیان، سعد بن أبی وقاص را أمر به سبّ و ناسزای علی كرد و وقتی سعد بن أبی وقاص از این كار خودداری كرد، معاویه به او گفت: تو را چه شده است كه أبو تراب را سبّ و ناسرا نمیكنی؟
صحیح مسلم، ج 7، ص 120، ح 6114
گویا سعد بن أبی وقاص یك واجبی از واجبات إلهی یا یك اصلی از اصول دین را ترك كرده است كه معاویه اینگونه با او رفتار میكند!
و دهها عالم شیعی و شخصیتهای برجسته أهل سنت، ناسزا گفتن خود معاویه را نقل كردهاند. از جمله آنها، خود إبن كثیر دمشقی سلفی در البدایة و النهایة، جلد 7، صفحه 376 میگوید:
معاویه مراسم حج را انجام داد و دست سعد بن أبی وقاص را گرفت و به منزل خود برد و شروع كرد به ناسزا گفتن و فحش دادن به علی. سعد عصبانی شد و گفت:
أجلستنی علی سریرك ثم وقعت فی علی تشتمه؟
آیا مرا آوردی در كنار تخت خود نشاندهای و شروع كردهای به علی ناسزا گفتن؟
منهال میگوید كه خدمت امام سجاد (علیه السلام) رسیدم و گفتم:
كیف أصبحت؟
حال شما چطور است؟
امام سجاد (علیه السلام) فرمود:
أصبحنا فی قومنا بمنزلة بنی إسرائیل فی آل فرعون، إذ كانوا یذبحون أبناءهم و یستحیون نساءهم و أصبح شیخنا و سیدنا یتقرب إلی عدونا بشتمه أو سبه علی المنابر.
ما أهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و سلم) همانند بنی اسرائیل در آل فرعون زندگی میكنیم. زیرا آنها جوانانشان را میكشتند و زنانشان را زنده نگه میداشتند و اسیر میكردند. ما در روز روشن میبینیم كه مردم در بالای منابر، آقا و سرور و سید ما علی را ناسزا میگویند و به حكومتها با سبّ به علی ناسزا میگویند.
الطبقات الكبری لمحمد بن سعد، ج 5، ص 219 ـ تاریخ مدینة دمشق لإبن عساكر، ج 41، ص 396 ـ تهذیب الكمال فی أسماء الرجال للمزی، ج 20، ص 399 ـ المنتخب من ذیل المذیل للطبری، ص 120
این اوج مظلومیت أهل بیت (علیهم السلام) است!
كار به جایی میرسد كه آقای إبن عقیل یمنی در كتاب العتب الجمیل، صفحه 74 میگوید:
وقتی عمر بن عبد العزیز دستور داد در خطبههای نماز جمعه، سبّ علی را حذف كنند:
إرتج المسجد بصیاح من فیه بعمر بن عبد العزیز "تركت السنة، تركت السنة"
تمام كسانی كه در مسجد بودند، فریاد زدند و شعار دادند علیه عمر بن عبد العزیز كه "سنت را ترك كردی، سنت را ترك كردی".
النصائح الكافیة لمحمد بن عقیل، ص 116
یعنی كار به جایی رسیده است كه ناسزا گفتن به حضرت علی (علیه السلام)، سنت پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) شده است!
طبری و إبن اثیر نقل میكنند:
فكان إذا قنت لعن علیا و إبن عباس و الأشتر و حسنا و حسینا.
وقتی معاویه قنوت میگرفت، علی و إبن عباس و مالك اشتر و حسن و حسین را لعن میكرد.
تاریخ الطبری، ج 4، ص 52، باب اجتماع الحكمین بدومة الجندل ـ الكامل فی التاریخ لإبن الأثیر، ج 3، ص 333، باب ذكر اجتماع الحكمین ـ تاریخ إبن خلدون، ج 2، ق 2، ص 178 ـ وقعة صفین لإبن مزاحم المنقری، ص 552 ـ النصائح الكافیة لمحمد بن عقیل، ص 96
با این جوّ، همین مقدار مطالبی كه به دست ما رسیده است، معجزه أهل بیت (علیهم السلام) است! جز اینكه بگوییم:
یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ
سوره صف / آیه 8
به نقل از موسسه تحقیقاتی ولیعصر (عج)
تبلیغات 


